السيد الخميني
646
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
چگونه است حال مؤمن نزد تو ؟ " فرمود : " اى محمد ، كسى كه اهانت كند براى من دوستى را ، به جنگجويى با من برخاسته ؛ و من از هر چيز زودتر يارى دوستان خود كنم . و من مردد در هيچ امرى نشدم ، كه من فاعل آن هستم ، آنطور كه در وفات مؤمن مردد هستم ؛ كراهت دارد مرگ را ، و من كراهت دارم بدى او را . و همانا بعضى از بندگان مؤمن من هستند كه اصلاح نمىكند آنها را مگر غنا و بىنيازى ؛ و اگر باز گردانم آنها را به سوى غير آن هلاك گردند . و همانا بعضى از بندگان مؤمن من هستند كه اصلاح نمىكند آنها را مگر فقر ؛ و اگر باز گردانم آنها را به سوى غير از اين هلاك شوند . و نزديك نمىشود به سوى من بندهاى از بندگان به چيزى كه محبوبتر پيش من باشد از آن چيزى كه واجب نمودم بر او . ( يعنى فرائض محبوبتر است در بين چيزهايى كه بنده را متقرب به من مىكند ) و همانا بنده نزديك مىشود به سوى من به نافله تا آنكه دوست بدارم او را ؛ پس وقتى كه دوست داشتم او را ، مىباشم من گوش او كه به آن مىشنود ، و چشمش كه به آن مىبيند ، و زبانش كه به آن سخن مىگويد ، و دستش كه به آن اخذ مىكند . اگر بخواند مرا جواب دهم او را ؛ و اگر از من چيزى بخواهد عطا مىكنم به او " » . شرح : « أسري » فعل مجهول است ، و به معناى سير دادن در شب است . جوهرى گويد : « سَرَيْتُ سُرىً وَمَسْرىً . وَأَسْرَيْتُ بِمَعْنى إذا سِرْتَ لَيْلًا . و بالْألِفِ ، لُغَةُ أَهْلِ الحجاز » « 1 » . انتهى بنابر اينكه سير در شب را « إسراء » گويند ، تقييد آن در آيهء شريفهء سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا « 2 » يا براى آن است كه به واسطهء تنكير لَيْلًا دلالت كند بر آنكه مدت اسراء كم بوده ، با آنكه بين مسجد الحرام و مسجد اقصى چهل شب است ؛ چنانچه شيخ بهايى فرموده « 3 » . يا آنكه مبنى بر « تجريد » است براى همين دلالت . و اسْرِيَ بِالنَّبيِّ حذف شده است باقى متعلقاتش به واسطهء معهوديت
--> ( 1 ) - الصحاح ، ج 6 ، ص 2376 ، مادهء « سرا » . ( 2 ) - « آن كسى كه بندهاش را شبانه سير داد » . ( الإسراء ( 17 ) : 1 ) ( 3 ) - الأربعون حديثاً ، شيخ بهايى ، ص 412 .